این روزها گزارهای مرتباً از سوی برخی از مسئولان دیپلماتیک و اجرایی در پاسخ به تهدیدات مکرر امریکا، بیان میشود و آن اینکه «برجام یک توافق چندجانبه، بینالمللی و متکی به قطعنامه شورای امنیت است و خروج یکی از اطراف توافق (خصوصاً امریکا) نمیتواند آن را مخدوش سازد. » فارغ از ابعاد حقوقی این گزاره و میزان صحت، باید اندیشید که وقوع احتمالی این رویداد – یعنی خروج یکجانبه واشنگتن از توافق- چه نتیجه و پیامدهایی خواهد داشت؟ برای پاسخ به این سوال باید، ابتدا به این پرسش پرداخت که اصولاً مذاکرات هستهای برای چه با کشورهای غربی انجام گرفت و چه نتیجهای از آن انتظار میرفت.
تأملی در اظهارات وزیر امور خارجه
محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه کشورمان در گفتگو با شبکه المیادین گفت: «ما همواره آمادگی خود را برای شرکت در گفتوگو با عربستان اعلام میکنیم، اما مساله حج نباید سیاسی شود و بسیار خرسندیم که مناسک حج امسال بدون هپچ گونه مشکلی به مراحل پایانی خود رسیده است.»
حج، یکی از فروع دین و شعائر برجسته دینی است که نقش مهمی در انسجام امت اسلامی و التیام بخشی به دردهای جهان اسلام دارد. این کنگره عظیم بهرغم آنکه قدمتی حتی بیش از تاریخ اسلام را داراست، اما در سدههای اخیر، بهواسطه دخالتهای حکومتهای طاغوتی و عناصر وابسته به آن از روح حقیقی خود تهی شده بود و علیالخصوص در یک قرن اخیر با سلطه وهابیت تکفیری بر حرمین شریفین، این کنگره عظیم که باید وفاقآفرین و وحدتبخش جهان اسلام و محل حل چالشهای اساسی مسلمین باشد، به کانون تفرقهافکنی و کاشتن بذر کینه تکفیر تبدیلشده بود. تأکید امام راحل عظیمالشأن مبنی بر احیای حج ابراهیمی، خصوصاً با تأکید بر نزدیک کردن هرچه بیشتر با معارف اسلام ناب محمدی(ص) که در کلیت و مناسک آن تجلی مییافت، روح جدیدی در این فریضه الهی دمید، بهگونهای که اکنون بهجرئت میتوان گفت در سه دهه اخیر حج تا حد زیادی جایگاه حقیقی خود را یافته است.
در جریان اولین مناظره تلویزیونی نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری، موضوع «حمله به سفارت عربستان» از سوی یکی از نامزدها مطرح شد و این حادثه توجیهی برای بیکاری جوانان ایرانی معرفی شد. مطرح شدن این موضوع، ناخودآگاه پرونده روابط دیپلماتیک میان ایران و رژیم آل سعود در سالهای اخیر را میگشاید که یکی از صفحات بسیار تلخ آن فاجعه غمبار منا است؛ فاجعهای که به شهادت هزاران مسلمان و نزدیک به 500 حاجی ایرانی انجامید. به گواه تاریخ این حادثه مرگبارترین کشتار شهروندان ایرانی در خارج از مرزهای کشور در طول سالهای اخیر بوده است.
مظلومیت شهدای منا به همینها ختم نمیشود. اینک 19 ماه از فاجعه تلخ شهادت صدها شهروند مظلوم ایرانی در خیل حجاج شهید منا میگذرد و معاون دولتی که وعده بازگرداندن عزت پاسپورت شهروندان ایرانی را داده است، تنها برای سفارت عربستان سعودی دلسوزی میکند و شهدای منا را به کلی از یاد برده است. شهدای منا، مظلوم بوده و هستند و جای خالی دفاع از حقوق پایمال شدهشان، آشکارا حس میشود.
همین مطلب:
این روزها رئیسجمهور جدید امریکا تا حدی درگیر چالشهای داخلی این کشور شده است و بسیاری از ناظران پاره اظهارات وی درباره کشورهای دیگر از جمله ایران را جدی نمیگیرند. واقعیت این است که درگیریهای ملی ترامپ عمده دلمشغولیهای وی را معطوف به خود کرده است، اما ناگفته پیداست که موضوع ایران در میان پروندههای سیاست خارجی امریکا، مسئله مهمی است و دیر یا زود مسئلههای ذیل آن، از جمله پرونده هستهای، مناقشات میان ایران و نظام سلطه و به خصوص پرونده برجام مطرح خواهد شد.
حماسه حضور میلیونی مردم در راهپیمایی 22 بهمن امسال، فراتر از آن است که در ظرف یک تحلیل یا یادداشت بگنجد و تکتک لحظات، شعارها، شعارنوشتهها و دستنوشتهها و ... حامل پیامهای مهمی بود که قطعاً ارزش تحلیل و بررسی در جای خود دارد، اما نکتهای که در راهپیمایی امسال پررنگ و برجسته بود، پاسخ محکمی بود که مردم ایران به یاوهگوییها و زیادهخواهیهای رژیم ایالاتمتحده امریکا دادند. همین چند روز پیش بود که رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت امام خامنهای در جمع فرماندهان و کارکنان نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در پاسخ به مواضع گستاخانه رئیسجمهور جدید امریکا فرمودند: «[رئیسجمهور امریکا] میگوید از او تشکر کنید، از من هم بترسید! نه از شما هم نمیترسیم. روز بیستودوّم بهمن، مردم جواب این تهدیدها و این حرفها را در خیابان خواهند داد؛ نشان میدهند که ملّت ایران در مقابل تهدید چه موضعی میگیرد.»
درست زمانی که خیابانهای شهرهای مختلف امریکا، مملو از معترضان و منتقدان سیاستهای رئیسجمهور جدید امریکا است، دونالد ترامپ از برقرار بودن گزینه نظامی روی میزش سخن میگوید. هرچند، کوتاه زمانی است که دنیای سیاست با این ساکن جدید کاخ سفید آشنا شده است، اما همین مدت کوتاه نیز سبب نمیشود ناظران و تحلیلگران نتوانند جنس اظهارات و مواضع جنجالی وی را فهم کنند. بسیاری از صاحبنظران بر این نکته تأکید دارند که طرح عباراتی چون «گزینههای نظامی» و امثال آن فاقد هرگونه مابهازای واقعی است و برای این مسئله ادله محکمی وجود دارد
حج اجتماعی بزرگ و فراگیر اسلامی است که این فریضه همهساله در موسم خاص تکرار میشود. در سال 1394 هجری شمسی، یکی از تلخترین و غمبارترین ادوار اقامه این فریضه رقم خورد و طی دو فاجعه ناگوار هزاران تن از حجاج بیتالله الحرام، به شهادت رسیدند. در فاجعه نخست، سقوط جرثقیل در صحن مسجدالحرام به شهادت بیش از 100نفر از حجاج انجامید و در فاجعه دوم که بزرگتر بود، بیش از 7هزار نفر از حجاج در سرزمین منا گرفتار حادثهای مشکوک شده و در اثر ازدحام و عدم امدادرسانی مناسب، در حالت احرام به شهادت رسیدند. این حج تلخ، البته برای ایرانیان تلختر بود، چراکه کشور ما در صدر فهرست کشورهای قربانی هر دو حادثه بود و حجاج ایرانی تلخکامی از دست رفتن همسفرانشان و تبدیلشدن عید قربان به عزای عمومی را از یاد نمیبرند.
اولین فرامین صادر شده ترامپ، به خوبی نشان داد که او در اجرای شعارهای انتخاباتیاش مصمم است و البته یکی از این دستورات که با اتباع کشور ما مرتبط است در رسانههای داخلی و خارجی مورد توجه قرار گرفته است. ایجاد محدودیت برای سفر شهروندان ایرانی و اتباع چند کشور دیگر هرچند چندان غیرمنتظره نبود، اما برخی غربگرایان داخلی را به واکنش و انتقاد واداشت. از مفهوم برخی از این انتقادات چنین برداشت میشود که برخی منتقدان تصمیم اخیر امریکا، نوک پیکان انتقادات خود را به سوی رئیسجمهور جدید امریکا برده و این تصمیم را جدای از مجموعه اقدامات خصمانه کاخ سفید در سالیان متوالی علیه ایرانیان و دیگر کشورهای مستقل میدانند. گواینکه چنین رویکردی در ایالات متحده امریکا بیسابقه بوده و هرگز مشابه آن اتفاق نیفتاده است.
اکنون چند روزی است که زمام دولت ایالاتمتحده امریکا در اختیار یکی از جنجالیترین رؤسایجمهور تاریخ این کشور قرارگرفته و درباره رویکرد احتمالی وی در حوزههای مهم سیاست خارجی امریکا، پرسشهایی جدی در مقابل تحلیلگران قرار دارد. از پرسشهای مهمی که این روزها بیشتر مطرح میشود، «معمای برجام و ترامپ» است و در پی پاسخ به این سؤال است که دونالد ترامپ سرمایهدار، با برجام چه خواهد کرد؟
بازی دوگانهای که استکبار جهانی برای مشغولسازی درونی جهان اسلام، اتلاف توان و اقتدار مسلمین و جلوگیری از وحدت آنان در برابر نظام سلطه و صهیونیسم مدتهای مدیدی است شروع کرده، اینک ابعاد وسیعتری یافته است. در یکسوی جهان اسلام تمرکز نگرانکنندهای از جریانات سلفی تکفیری در قالب ادعای خلافت، علاوه بر آنکه تصویری مخدوش و غیرعقلانی از اسلام به جهان مخابره میکند، با موج تکفیر مسلمانان مخالف اعم از سنی و شیعه، در حال شکل دادن به یک فاجعه انسانی است. در سوی دیگر نیز، اندک مزدوران سرویسهای اطلاعاتی غرب در کنار افراد سادهلوح –که تکمیلکننده پازل مغرضان هستند- با طرح مسائل اختلاف افکن و توهین به مقدسات مذاهب اسلامی در آتش کینه و اختلاف میدمند.